مرتضى مطهرى

228

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مثال ديگر : در مورد مسئلهء حجاب و بىحجابى زن ، ذوقها و سليقه‌هاى ملل فرق مىكند . ملتى كه از اول تربيتشان اين‌طور بوده كه زنهاشان باحجاب باشند ، بى حجابى را زشت مىدانند و اگر دخترى از دخترانشان يا زنى از زنانشان رويش را باز بگذارد ، مىگويند كار زشتى مرتكب شده است . خود همين زنها هم مىگويند اين كار ، كار زشتى است . ملت ديگر ، ملتى كه از اول اصلًا حجاب را نديده است و زنهاى آن در حال بىحجابى بزرگ شده‌اند ، اگر كسى بدنش را بپوشاند احساس زشتى مىكنند . در اصل ، آنها حجاب را امر زشتى مىدانند و اگر زنى بخواهد خودش را بپوشاند ، اين عمل يك امر زشت و بد و مستهجنى به شمار مىرود . يعنى در مكانهاى مختلف فرق مىكند و همين‌طور در زمانهاى مختلف . مثالهاى ديگرى هم ذكر مىكنند . مثلًا تعدد زوجات در نزد بعضى از ملل مثل مسلمين كار زشتى شمرده نمىشود ولى در ميان ملل ديگر جزء كارهاى زشت است . پس معلوم مىشود كه حسن و قبح كه پايهء اخلاق است ثبات ندارد ، يكنواخت نيست ، متغير است ، نسبى است ، در مكانهاى مختلف فرق مىكند ، در زمانهاى مختلف فرق مىكند . زشتى و زيبايى عقلى يك پايهء قاطعى ندارد . بنابراين يك مقدمه اين بود كه به عقيدهء برخى ، پايهء اخلاق حسن و قبح است ، زيبايى و زشتى است . مقدمهء دوم اين بود كه زشتى و زيبايى جزء مفاهيم نسبى است . از اين دو مقدمه هيچ كدام درست نيست ، مخصوصاً مقدمهء اول . ابتدا بايد ببينيم پايهء اخلاق همان زشتى و زيبايى است يا نه . اگر پايهء اخلاق زشتى و زيبايى بود ، آنوقت بايد بحث كنيم كه زشتى و زيبايى نسبى هست يا نيست . فكر سقراطى اساساً اين حرف غلط است كه اخلاق بر پايهء حسن و قبح است . اين ، جزء افكار اسلامى نيست . در كلمات علماى اسلامى اين حرف خيلى زياد است ولى در خود اسلام چنين حرفى نيست . اين فكر فكرى است كه از يونان به مسلمين رسيده است ، فكر سقراطى است . اين حرف مال سقراط است كه پايهء اخلاق زشتى و زيبايى است ، آن هم زشتى و زيبايى عقلى . سقراط يك مكتب اخلاقى دارد و مىگويند مكتب اخلاقى سقراط مكتب عقلى است . علت اينكه مىگويند مكتب اخلاقى او مكتب عقلى است ، اين است كه به عقيدهء سقراط اخلاق خوب كارهايى است كه